محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

80

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

سوى در تنگناشان نهاده بود و چيزى نمانده بود كه گرسنگى و خشك‌سالى كشنده يك باره به كام نابوديشان سپارد . از اين روى ، اين بار درد گرسنگى كشيده و بىپول ، تنها كالايى اندك و ارزان را كه برايشان مانده بود ، به همراه آورده بودند ، تا براى زنده ماندن توشه‌اى بخرند . ناگزير چون نزد يوسف آمدند ، با رفتارى سرشار از سرشكستگى و شرمزدگى و با زبانى لبريز از نياز و التماس ، و شكوه و گلايه از آنچه روزگار بر سرشان آورده بود ، « گفتند : اى عزيز ! زجر و زيان [ و بلا و بيچارگى ] بر ما و خانوادهء ما چنگ انداخته است و [ از روى ناگزيرى و نادارى ] سرمايه‌اى اندك مايه و ناچيز « 1 » آورده‌ايم [ و به بخشش و بزرگوارى تو چشم دوخته‌ايم ] ، پيمانهء ما را پروپيمان بگير و بيش از آنچه حق داريم ، بر ما ببخش و بده كه خداوند بخشندگان و داد و دهش‌كنندگان را دوست دارد » . « 2 » و يوسف با آن احساس ظريف ، دل مهربان و وجدان لطيف ، بيش از اين نتوانست برادران را در خوارى و زارى و التماس و صدقه‌خواهى ببيند ، پرده از رازكار برداشت و خود را به آنان شناساند و از گناهشان درگذشت . [ و گراميشان داشت ] و گفت اينك : « اين پيراهن من را ببريد و بر چهرهء پدرم نهيد تا بينا گردد ، و همهء خانواده‌هاى خود را نيز نزد من آوريد » . « 3 » اما اين كه يوسف از كجا دانسته بود كه بوى پيراهنش بينايى از دست رفتهء پدر را به دو باز خواهد بخشيد ، خدا او را بر اين راز آگاه كرده بود . افزون بر اين كه چيزهاى ناگهانى و نامنتظر ، چه بسا بر خلاف عادت ، و معجزه‌وار شگفتىها مىآفرينند ، نيز يوسف و يعقوب هر دو پيامبرانى بزرگوار بودند و از پيامبران ، كارهاى خارق العاده و نيز معجزه شگفت نيست . « 4 » گفتنى است كه در اين‌جا از روايت توراتى داستان برمىآيد كه خواستهء يوسف از آوردن پدر و برادران و خانواده‌هاشان به مصر ، اين نيز بوده است كه پاى يهوديانى را كه به مصر چشم داشته‌اند ، بدان جا باز كند . از تورات بشنويم : « يوسف به برادران گفت : برويد ، پدر و خانواده‌هاى خويش را برداشته ، نزد من آييد تا بهترين زمين‌هاى مصر را به شما دهم و شما از

--> ( 1 ) . فخر رازى به نقل از ابن عباس اين سرمايهء ناچيز و خرد را چنين دانسته است : اندكى پشم و پوست و خردك درهمى كم بها كه با آنها غذا نيز نمىتوانستند تهيه كنند . ( 2 ) . « قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ » ( سورهء يوسف ، آيهء 88 ) . ( 3 ) . « اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذا فَأَلْقُوهُ عَلى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً وَ أْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ » ( سورهء يوسف ، آيهء 93 ) . ( 4 ) . تفسير فخر رازى ، 18 / 201 ؛ فى ظلال القرآن ، 4 / 2026 - 2027 .